شيخ حسين انصاريان
150
تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)
لقب حاشر « حاشر » بود كه حشر عالميان به تمامى ، بر دو قدم گرامى اوست . از ميان بنى نوع انسان و ديگر جهانيان هر كه را به سرورى سرى است ، سر بر پاى او دارد و بدين پايگاه فخرها مىنمايد كه ملاك سرورى چاكرى اوست . و چون سروران راستين در پيشگاه آن پيمبر باز پسين بدين مايه از خاكسارىاند و افتادگى ، تو اى بيناى حقيقت ، آيين خود به حقيقت بشناس و ببين كه سايرين در اين درگاه حقّ مبين از كدامين در اذن دخول دارند و به چه نحو شرف قبول ؟ تا آمد براى نصرت حقّ آمد و محض نشر معارف توحيد . و بدينگونه بود كه بت پرستى را از روى زمين محو كرد . لقب ماحى دل آن كس كه دعوتش را شنيد و صحّت كلامش را به ميزان عقل صافى خدا داد سنجيد ، به بركت هدايتش از چنگال شيطان رجيم و نفس پليد رهيد و به درگاه معرفت الهى رسيد و در رياض دلگشاى حقّ شناسى خراميد . پس او « ماحى » بود ماحى باطل و محو كنندهء شرك . لذا عنوان ختم نبوّت همى بر او زيبد و نامهاى « عاقب » و « خاتم » و « حاشر » و « ماحى » تنها بر او سزد كه جانِ تنها فداى تنش باد و وصل جانانهء بىهمتا بهرهء جان پاك روشنش . در رسالت تمام بود تمام * در كرامت امام بود امام چمنى با كمال بى شركى * شجرى پر ز برگ بى برگى روى او خوب و رأى او ثاقب * ازلش خوانده حاشر و عاقب صحن او شرع و عقل او صاحى * خوانده محيىّ اعظمش ماحى ( سنايى غزنوى )